ارکان کمال انسان در مناجات شعبانیه

حجت الاسلام والمسلمین محمد باقر تحریری، استاد حوزه علمیه قم:

ارکان کمال انسان در مناجات شعبانیه تشریح شده است

خراسان - مورخ یکشنبه 1392/03/26 شماره انتشار 18429
نویسنده: گروه اندیشه culture@khorasannews.com

 

رهبر معظم انقلاب در یادداشتی درباره «مناجات شعبانیه»، این دعا را این گونه توصیف می کنند: «مناجات مأثوره  ماه شعبان یکى از دعاهایى است که لحن عارفانه و زبان شیواى آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالى  همراه است که نظیر آن را در زبان هاى معمولى و محاورات عادى نمى توان یافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نیست.» در همین زمینه، حجت الاسلام و المسلمین محمدباقر تحریری، استاد حوزه علمیه قم و مؤلف کتاب «نجوای عارفانه» (شرحی بر مناجات شعبانیه) با پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب گفت وگو کرده است که بخشی از آن در پی می آید.

یکی از اعمالی که در ماه شعبان توصیه شده قرائت مناجات شعبانیه است که مورد تأکید ویژه بزرگان ما از جمله حضرت امام(ره) بوده است. قبل از ورود به بحث مناجات شعبانیه، درباره ماهیت و فلسفه دعا توضیح دهید.

ماهیت دعا و نجوا در درگاه الهی همان اظهار خضوع و کوچکی است. البته یک خضوع تکوینی وجود دارد که ما چه بفهمیم و چه نفهمیم، چه قبول داشته باشیم چه نداشته باشیم همه موجودات به تعبیر قرآن کریم بنده خداوند متعال هستند و در آیات متعددی تسبیح موجودات مطرح شده است. اما انسان واجد مرتبه ای از خضوع و خشوع در برابر حق تعالی است که موجودات دیگر فاقد آن هستند. حتی ملائکه به خداوند متعال اظهار کردند ما تسبیح گر و تقدیس کننده تو هستیم پس سرّ خلقت انسان چیست؟ حق تعالی فرمود: «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» یعنی من چیزی از این انسان می دانم که شما نمی دانید. به نظر بنده آن چیز همان خضوع آگاهانه است. همچنین خداوند متعال در قرآن می فرماید اگر دعای شما نباشد خدا به شما اعتنایی ندارد. دعا در دو قالب ظهور پیدا می کند؛ یکی قالب لفظ، دوم قالب توجه که اصل دعا هم همین توجه است. کمال انسان این است که بداند در روابط وجودی و در شئون گوناگون با چه حقیقتی مستقلاً مرتبط است. حقیقت دعا این است و الا معنایش این نیست که حالا همواره انسان کتاب دعا باز کند. اینکه در روایات آمده حضرت ابراهیم بسیار دعا کننده بود،به این معنا نیست که همیشه کارهایش را رها می کرد و دعا می خواند،دعاهایی هم که وارد شده برای رسیدن به حقیقت دعاست لذا ملاحظه می کنیم که از ناحیه ائمه(ع) دعاهای متعددی آمده، هرکدام زبانی دارد و برای شرایط خاص است، چون انسان حالات مختلفی دارد و هر کدام از این ها جایگاه خودش را دارد.

اما در این بین، مناجات مأثوره ماه شعبان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دلیل این امر چیست؟

به نظر حقیر، مناجات شعبانیه دو رکن اساسی دارد؛ قسمت اول عمدتاً حالت خضوع است که به شیوه های مختلف مطرح می شود و قسمت دوم مربوط به کمالاتی است که انسان می تواند آن ها را در سیر معنوی کسب کند. قله  کمالات انسان در مناجات شعبانیه آمده که تقریباً در هیچ دعایی به این شکل نیامده است. در این قسمت، مجموعه  شرایط فکری، اعتقادی، عملی، اخلاقی و روحی که انسان در سیر به سوی خدا و رسیدن به خدای متعال لازم دارد، آمده است و با بیانی لطیف، معنای رسیدن را هم بیان می کند؛ چون رسیدن به خداوند متعال هم باید معنا شود. این رسیدن یک رسیدن فیزیکی نیست بلکه رسیدن روحی است که پرده های تاریک ظلمانی دریده می شود و اگر تأثیر مستقیم خدای متعال در وجود عبد نباشد، این امر تحقق پیدا نمی کند؛ « إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إلیک» و حضرت امام (ره) بر این قسمت خیلی عنایت داشتند.

به نظر شما این مناجات چه پیامی برای مخاطب دارد؟

بنده خالص خدا شدن، بنده حقیقی خدا شدن. بنده حقیقی آن کسی است که بین او و معبودش هیچ پرده ای نباشد و معبودش را نزدیک تر از خودش به خودش درک کند. یک وقت انسان درک عقلانی از ارتباط وجودی با خدای متعال دارد که این خیلی خوب است اما بالاتر از آن، درک قلبی است و این درک قلبی برای هر کسی حاصل نمی شود. در مناجات شعبانیه آمده است که «إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ» کسی که خودش را به تو بشناساند، مجهول نیست. چقدر این مفهوم بلند است که آن حقیقت معرفت نفس را در قالب مناجات بیان می کند. «وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ» کسی که تو بر او اقبال کنی و رو کنی او دیگر مملوک هیچ کس جز تو نیست.

علت توجه ادیان الهی به ویژه اسلام، به دعا، معنویت و مباحث اخلاقی چیست؟ به ویژه در مکتب اهل بیت(ع) که از آن بزرگواران دعاهای متعدد مأثوره وجود دارد.

از دیدگاه ادیان الهی به ویژه اسلام، معنویت و اخلاق در تمامی روابط مادی انسان حاکمیت دارد و این ویژگی ادیان الهی است. اینکه حضرت امام(ره) بارها می فرمودند دین ما عین سیاست است، معنایش همین است. شما ببینید وقتی امام علی(ع) به مالک اشتر مجموعه ای از دستورهای سیاسی و حکومتی را ابلاغ می کنند در همان آغاز می فرمایند: «مِنْ عَبْدِا...ِ عَلِیٍّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ» یعنی ای مالک! در شرایط مختلف سیاسی و اقتصادی، خودبزرگ بینی برایت ایجاد نشود و بدان تو تحت امر کسی هستی که او هم خودش عبد خداست و این جنبه اخلاقی تا آخر نامه موجود است. خصوصیت حکومت دینی و حکومت اسلامی همین است که می خواهد «بنده» تربیت کند. حضرت امام(ره) می فرمودند که حکومت وسیله ای است برای اینکه بنده درست شود برای اینکه رابطه بندگی در شئون گوناگون زندگی تحقق پیدا کند. نوعاً روابطی که بین سیاست مداران وجود دارد، رابطه ظاهری است اما رابطه بین ولی مسلمین و مردم، هم رابطه ظاهری است و هم رابطه باطنی؛ یعنی ولی مسلمین خودش را از همه کوچک تر می داند و کمال خودش را رساندن خیر به دیگران می داند.

شما اشاره کردید که اسلام می خواهد بنده تربیت کند. اما آنچه امروز دربخش هایی از جامعه و به ویژه از سوی برخی رسانه ها شاهدیم، بروز برخی بی اخلاقی هاست که بارها رهبر انقلاب از این موضوع ابراز ناراحتی و نگرانی کرده اند. به بیان دیگر، برخی به گونه ای رفتار می کنند که گویی نیازی به رعایت اخلاق و در نظر داشتن خداوند در فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیست. در این باره توضیح دهید.

اگر کار به شئون اجتماعی نداشته باشیم، پس دستورهای اخلاقی را کجا پیدا کنیم؟ اصلاً مسائل اخلاقی در صحنه جامعه مطرح است، در صحنه خانواده مطرح است. وقتی مرد به خانه می آید حق ندارد بگوید این کار را بکن و برای خودش یک نوع علوّ قائل شود و تکبر کند. صحنه، صحنه سازندگی است. از اول ازدواج می گویند شما نیت سازندگی داشته باش، به این عنوان که می خواهی ساخته شوی و الّا ارتباط مشترک که مسئله اصلی نیست. همه  زندگی، صحنه  سازندگی و اخلاق و رشد معنوی است اما متأسفانه نگذاشتند این دستورها از صاحبانش ظهور پیدا کند. همین دستورهایی که الان داریم، در پرتو دوران کوتاه حاکمیت برخی از معصومان(ع) است. امام علی(ع) 25 سال خانه نشین بودند و از خیلی کمالات ایشان در آن دوران اطلاع نداریم. در زمان حکومت داری هم نگذاشتند ایشان حکومت کنند. با این وجود همین حکومتی که همه  آن با جنگ همراه بود، برای ما الگو است.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید