انتظار




انتظار

دریای خروشان و پرتلاطم انتظار، همراهانی را می‌طلبد که در کشاکش موج‌های سهمگین، با اراده‌ای پولادین و با تدبیری صحیح، سینة خویش را در مقابل هجمه‌های شبهات، سپر کنند و با تمسک به سکینة درونی، سکون و صلابت را بر اندام خویش، طنین اندازند؛ آن‌سان که قبل از مواجهه با تیر‌هایی زهرآلود، نوش‌داروی حیات جاودانگی را چونان خضر نبی علیه السلام از چشمة آب حیات، نوشیده باشند.
آنان کسانی‌اند که اکسیر تحول مسّ وجود به طلای معرفت و شهود را یافته‌اند و جان خویش را به آن آراسته‌اند.
لیک، در این وادی، بلا کشیدن، گام نخستین است؛ چرا که بسا چشمه‌ها و آب‌هایی که جلوه‌گری می‌کنند، اما آن‌گاه که روح تشنه را به سرایشان برسانی، آنان را سرابی عطش‌افزا می‌یابی؛ و از طرفی در این مسیر، راه‌زنانی به کمین نشسته‌اند و درّ نهانی را نشانه رفته‌اند.
ای انسان زیبا طلبِ حقیقت‌مدار! اگر غبار مشوش کنندة قلب و عقلت را بزدایی، با فطرت منجی‌طلب هم‌نوا خواهی شد و طنین این نوا را در تمامی مکاتب، به گوش جان، خواهی شنفت؛ نوایِ طلبِ آن دل‌آرامی که اگرچه هر کس او را به نامی می‌‌خواند، لیک، حقیقت وجودی‌اش، یگانه عصارة انبیا و اولیاء است؛ همان که به یُمن وجودش، ما سوی الله روزی خورند و نعمت حیات یافته‌اند.
چه زیبا مسیر را یافته‌ای؛ راهی که قلبت، خواهان معرفت آن است و چشمت، نظاره‌گر انتهای آن. پس بشارت باد تو را؛ ای منتظر! ای دریای خروشان انتظار!
مهر سحر، ماه صفا، بحر گهر، گنج وفا *** آیینة ایزد نما، خورشید ایمان می‌رسد
یار موافق می‌رسد، دلدار صادق می‌رسد *** قرآن ناطق می‌رسد، محبوب یزدان می‌رسد
و چه دل نشین است کلام امام صادق علیه السلام :
طوبی لشیعة قائمنا، المنتظرین لظهوره فی غیبته.

هیچ میدانی که چیست منتظر؟

«م» یعنی مرارت؛ یعنی سختی! آن‌گاه که تاریک‌دلان از وحشت انوارِ هدایتِ آن ساقی جان‌های خستة دوران، دست به هر حربه‌ای زدند؛ از آن ائتلاف دوازده نفریِ منافقان بر خاموش کردن شعلة نبوت در جنگ حنین گرفته تا سقیفة شوم و خفقان و زور؛ و تا قربانگاه عاشقان در مسلخ عشق کرب و بلا. آری! شهد شیرین شیعه، اگر چه همیشه چون سلسبیل، گوارا بوده و هست، ولی هماره، نشسته بر ساحل مرارت‌ها، شعار «البلاء للولاء» سر داده است.
«ن» یعنی نیاز؛ یعنی عطشِ بی‌کسی و بی‌یاوری؛ آن‌ هم در این وانفسای بهت‌انگیز و در این ظلمت‌سرای نفاق و فساد و ستمگری زمانه...
«ت» یعنی تلاش؛ یعنی تلاش برای تمهید اسباب ظهور؛ از تزکیه و تهجد و تقوی گرفته تا چشم به راهیِ آن یوسفِ بازار شیدایی...
«ظ» یعنی ظهور قسط و خیزش عدالت، در نهایت ظهور ستم و ظلم...
«ر» یعنی رهایی؛ یعنی رحمت در سپیده دم رجعت؛ آن قیامت صغرا؛ آن تجلی انوار ربوبیت در پهنة شعف‌زای مدینة فاضله...
پس ای منتظر! ای مرارت کشیده و هجران دیده! نیاز را از عطش سیراب کن و جهدی نما تا در جولانگاه ظلم و ستم، صراط قسط و عدالت را بیابی و بر قلة رهایی، قدم گذاری و رحمت ارث صالحان را استشمام کنی. آیا نمی‌بینی که صبح، نزدیک است؟!

مسعود داستار
سایت مجله امان - مجله عمومی - ویژه امام زمان علیه السلام
www.mahdi313.com

 

/ 0 نظر / 7 بازدید